وب سایت عاشقان مهدی (عج)

محرم


طراحی2

لوگو وب سایت عاشقان مهدی (عج)

برای حمایت از ما کد بالارا در وبلاگ یا وب سایت خود قرار دهید

کانال تلگرام

پیوندها

پشتیبانی

یا صاحب الزمان (عج)


شهید جبرئیل بیدقی_مهمان حرم ابا عبدالله

 

شهید جبرئیل بیدقی_مهمان حرم ابا عبدالله

هنوز فراموش نمی کنم که بخاطر وضعیت جسمانی ام ، فرماندهان اجازه حضور در عملیات را به من ندادند لذا با ناراحتی در گوشه ای نشسته بودم و زانوی غم در بغل گرفته بودم که جبرئیل ناراحتی مرا دید به نزدم آمد و گفت : حالا که اینجا نشستی و احتمال زیاد سالم به شهر بر می گردی می خواهم خوابی را برایت تعریف کنم ؛ اگر شهید شدم این...

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید...

 

مربوط به دسته : شهدای شهرستان مهدیشهر

شهيد حسين‌ همتيان‌_من حسرت می خورم

نویسنده : admin362 / تاریخ : 24 فروردین 1396, 08:51 / نظرات : 0 / بازدید : 13


شهيد حسين‌ همتيان‌_من حسرت می خورم

 

شهيد حسين‌ همتيان‌_من حسرت می خورم
روز اولی كه‌ شهيد از جبهه‌ به‌ منزل‌ می‌آمد، می‌پرسيدم‌ كه‌ چه‌ موقع‌ به‌  جبهه‌ بر می‌گردی‌؟مي‌گفت‌: هر چه‌ زودتر برگردم‌ وجدانم‌ راحت‌تر است‌.  هميشه‌ میگفت‌: مـن‌ حسرت‌ مـی‌خورم‌ به‌ حال‌ دوستانی‌ كه‌ شهيد شدند و من‌ از قافله‌ عقب‌ ماندم‌ بايد زودتر به‌ آنها برسم‌ .

(به‌ نقل‌ ازخواهر شهيد)

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید...

 

مربوط به دسته : شهدای شهرستان مهدیشهر

شهید حسین قهوری – خواب شهید

نویسنده : admin362 / تاریخ : 16 فروردین 1396, 08:46 / نظرات : 0 / بازدید : 25


شهید حسین قهوری – خواب شهید

 

شهید حسین قهوری – خواب شهید

بعد از ازدواج من و همسرم به فکر اسم نهادن فرزند آیندمان بودیم چون  دو سه نفر بستگان اسم حسین را گرفتند اسم دیگری را انتخاب کنیم همان شب در خواب دیدم برادر شهیدم حسین از باغی پر از گل بیرون آمد و طرف من آمد 2 تا گل لاله که از قرمزی برق می زد به من داد وگفت: این 2 گل را برای تو آوردم صدایش زدم نایستاد و رفت وقتی چشمم به...

 

ادامه مظلب را مشاهده کنید....

 

مربوط به دسته : شهدای شهرستان مهدیشهر

شهید عید علی احمدی_حیف شد

نویسنده : admin362 / تاریخ : 8 فروردین 1396, 08:42 / نظرات : 0 / بازدید : 27


شهید عید علی احمدی_حیف شد

 

شهید عید علی احمدی_حیف شد

زمانی برايشان چوپانی میکرد. نيم ساعت بيشتر شد که گريه میکردند. همه تعجب کرده بودند. مگر عيدعلي برای آنها چه کار کرده بود! هر چه برای پذيرايی آوردند، اين دو برادر، اسماعيل و محمّدرضا لب نزدند. فقط اشک ريختند. بعد از يکي دو ساعت محمّدرضا سری تکان داد و گفت:« حيف شد! حيف شد! حيف شد! بار آخری که ديدمش، از روستای کوليم راه افتاديم به سمت کاورد. انگار اين مسير رو پرواز مي‌کرد. شادی عجيبی در رفتارش ديده میشد. قبل از کاورد تخته....

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید...

 

مربوط به دسته : شهدای شهرستان مهدیشهر


 شهيد احمد مختاری_تا کی به‌ اين‌ دنيا چسبیده ای؟

 

 شهيد احمد مختاری_تا کی به‌ اين‌ دنيا چسبیده ای؟

هنگام‌ اعزام‌ به‌ جبهه‌ احمد بود، در حال‌خداحافظی با ايشان‌ بودم‌، از من‌ پرسيد: شما به‌جـبهه‌ نمی آييد؟ گفتم‌: نه‌، يكسری مشكلات‌ دارم‌ كه‌ نمی توانم‌ ببايم‌!؟باجمله‌ای‌ پر معنا و با شوخی گفت‌: شما تا كي‌ به‌ اين‌ دنيا چسبيده‌ای و خود را از ايـن‌ دنـیا رها نمي‌كنی؟ اين‌ جمله‌ مانند پتكی بود كه‌ به‌ ذهن‌ و سر من‌ وارد شد. پس‌ از چند لحظه‌ از.....

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید...

 

مربوط به دسته : شهدای شهرستان مهدیشهر
قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 14 بعدی